باسواد...
مرحوم پدر بزرگم مي گفت بچه ها را به مكتب بفرستيد تا باسواد شوند و بتوانند يك سوره قرآن سر قبرمان بخوانند. در نظر آن مرحوم كسي باسواد بود كه مي توانست يك سوره قرآن بخواند. عمويم مي گفت بايد بچه ها را بفرستيم باسواد بشوند تا بتوانند نامه اي بخوانند و بنويسند و از حساب و كتاب سر در بياورند. او تصور مي كرد سواد فقط خواندن و نوشتن و حساب و كتاب است.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 14:10 توسط محمد کارگر
|
به جیب خالی ! خود بگویید :