بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

 

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد
بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد
روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد
پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود
پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است.
دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند»

شما دوست من هستيد و من به شما افتخار مي كنم.

لطفاً اگر من در گذشته در ديوار شما حفره اي ايجاد كرده ام مرا ببخشيد

حکایت معجزه

 

سارا هشت ساله بود که از صحبت پدرمادرش فهميد برادر کوچکش سخت مريض است و پولی هم برای مداوای آن ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نميتوانست هزينه جراحی پر خرج برادرش را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد سارا با ناراحتی به اتاقش رفت و از زير تخت قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست. سکه ها رو رو تخت ريخت و آنها رو شمرد .

فقط پنج دلار. بعد آهسته از در عقبی خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش به مشتريان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سررفت و سکه ها رو محکم رو شيشه پيشخوان ريخت.

داروساز جا خورد و گفت چه ميخواهی؟ دخترک جواب داد برادرم خيلی مريض است می خوام معجزه بخرم قيمتش چقدراست؟ دارو ساز با تعجب پرسيد چی بخری عزيزم!!؟

دخترک توضيح داد برادر کوچکش چيزی در سرش رفته و بابام می گويد فقط معجزه ميتواند او را نجات دهد من هم می خواهم معجزه بخرم قيمتش چقدر است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان ولی ما اينجا معجره نمی فروشيم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت شما رو به خدا برادرم خيلی مريض است و بابام پول ندارد و اين تمام پول من است. من ازکجا می توانم معجزه بخرم؟؟؟؟

مردی که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبی داشت از دخترک پرسيد: چقدر پول داری؟

دخترک پولهارا کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.مرد لبخندی زد وگفت: آه چه جالب!!! فکر ميکنم اين پول برای خريد معجزه کافی باشه. بعد به آرامی دست اورا گرفت و گفت من ميخوام برادر و والدينت را ببينم .

فکر ميکنم معجزه برادرت پيش من باشه ، آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.

فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.

پس از جراحی پدر نزد دکتر رفت و گفت از شما متشکرم نجات پسرم يک معجزه واقعی بود، می خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحی چقدر بايد پرداخت کنم؟

دکتر لبخندی زد و گفت :

هزینه عمل 5 دلار می شد که قبلا پرداخت شده است.

 

 

ارزشمندترین نکته های زندگی

 

ارزشمندترین نکته های زندگی

 

ارزشمندترین چیزهای زندگی معمولا دیده نمیشوند ویا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند.
پس از 21 سال زندگی مشترک همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم.
زنم گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد .
آن زن مادرم بود که 19 سال پیش از این بیوه شده بود
ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم .
آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم .
مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟
او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست.
به او گفتم: بنظرمرسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشیم.
او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم.
وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود،
موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود.
با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد .
وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم
وآنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و نمیتوانند برای شنیدن ما وقع امشب منتظر بمانند.
ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود .
دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود.
پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم.

هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته
به من می نگرد، و به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران رامیخواند.
من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.
هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولی داشتیم،
هیچ چیز غیرعادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم .
وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.
وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟
من هم در جواب گفتم خیلی ÷بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.
چند روز بعد مادر م در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.
کمی بعدپاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.
یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود:
نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت.

وتو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم .
درآن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم
که دوستشانداریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.
هیچ چیز در زندگی مهمتر ازخدا و خانواده نیست.
زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.

 

اینهم آموزش ساخت وبلاگ در بلا گفا...

 

[ فیلم آموزشی ]
 
 

 

كتاب آموزشی پاور پوینت 2007

حجم فايل :22.08 MB


دانلود :

* راهنمای کامل جستجو...  *

سلام دوستان من:

در این قسمت مجموعه ای کامل از سایتها و وبلاگهای مهم در زمینه های مختلف ارایه شده است.

امید که کمکی هرچند کوچک به شما عزیزان در این زمینه شده باشد.

 

موتورهای جستجو و کلی سایت مفید

 

 

 

سنگ ها اگرچه سرسختند ، اما با عبور ملايم و مداوم آب ، در متن جويبار ، آهسته آهسته ، گِرد و

خوش رنگ ، مي شوند .

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

* پيوستن ايران به نظام آيسان *

 

موسسه خانه كتاب به عنوان نماينده آژانس بين‌المللي شماره استاندارد آثار ديداري شنيداري (ISAN) در منطقه انتخاب شد. اين نظام به منظور اختصاص شماره شناسايي منحصر به فرد در سطح بين‌المللي براي فيلم‌ها و هر اثر ديداري و شنيداري ايجاد شده است.
سيدمهدي جهرمي، مديرعامل موسسه خانه كتاب در جمع خبرنگاران با اشاره به اين‌كه ايران تنها نماينده منطقه در نظام آيسان است، گفت: آيسان 14 نماينده در سراسر دنيا دارد و كشورهاي فرانسه، سويس، استراليا (نيوزلند)، آلمان، امريكا، اسپانيا (امريكاي لاتين)، هلند، انگلستان، سوئد، برزيل (امريكاي جنوبي) و ايران (كشورهاي خاورميانه) عضو اين نظام هستند.
وي افزود: برخي از كشورها چند نماينده در آژانس دارند و برخي ديگر خود نماينده آژانس براي چندين كشور هستند؛ مانند اسپانيا كه تمام كشورهاي اسپانيايي زبان امريكاي لاتين را تحت پوشش دارد.
جهرمي اظهار داشت: آيسان يك شماره مرجع منحصر به فرد، ثابت و قابل قبول در سطح بين‌المللي براي شناسايي آثار ديداري و شنيداري است؛ بدون در نظر گرفتن شكل رسانه‌اي اثر كه DVD يا ضبط ويديويي باشد.
مديرعامل خانه كتاب با اشاره به اين‌كه نظام آيسان امكان شناسايي منحصر به فرد را براي يك اثر ديداري و شنيداري فراهم مي‌كند، ادامه داد: به عنوان مثال اكنون در ايران شماره شابك (ISBN) شناسه منحصر به فرد براي كتاب و شاپا (ISSN) براي نشريات است.
مديرعامل خانه كتاب توضيح داد: استفاده از ساير روش هاي شناسايي مانند استفاده از عنوان ممكن است باعث شود اطلاعات آثار ديگري كه از نظر عنوان شبيه هستند به دست آيد يا مشكلاتي در بازيابي ايجاد كند. چه بسا ممكن است يك عنوان به راحتي عوض شود يا وقتي كه يك اثر در ساير كشورها توزيع شد، ممكن است به زبان ديگري ترجمه شود.
جهرمي ثابت بودن شماره آيسان را براي يك اثر ديداري و شنيداري باعث شناسايي اثر بدون محدوديت مكاني و زماني دانست و ادامه داد: به عنوان شناسه منحصر به فرد، آيسان براي استفاده از نرم‌ افزارهاي كامپيوتري به خصوص مواردي كه بانك‌هاي اطلاعاتي يا تبادل اطلاعات حوزه آثار مد نظر است، مفيد خواهد بود.
به گزارش ايبنا، داريوش مطلبي مشاور خانه كتاب كه در اين نشست حضور داشت، در توضيح آثار ديداري و شنيداري كه از نظام آيسان بهره مي‌گيرند، گفت: اثري شامل يك سري تصاوير مسلسل، با يا بدون صدا، صرف نظر از رسانه اوليه آن و به صورت تصاويري متحرك كه توسط دستگاهي پخش شود كه انواع آن موارد تصاوير متحرك و فيلم‌هاي كوتاه، بخش‌هاي كوچكي از يك فيلم كه براي تبليغات تهيه شده باشد، توليدات تلويزيوني، فيلم هاي صنعتي، آموزشي و تحصيلي، آگهي‌هاي بازرگاني، پخش يا ضبط وقايع زنده و آثار تركيبي يا چند رسانه‌اي كه قسمت زيادي از آن اجزاء ديداري شنيداري داشته باشند، را شامل مي‌شود.
مطلبي تاكيد كرد: آيسان براي عناصر ديگري كه همراه با آثار ديداري شنيداري منتشر شوند، صادر نمي‌شود به عنوان مثال آيساني كه براي فيلم ارايه شود، براي حلقه صدا، نمايشنامه يا هر تصوير و عكس‌هاي فيلم كه همراه آن منتشر شده‌اند، ارايه نمي‌شود.
مدير آيسان در ايران درباره كاربردهاي اين شماره گفت: نظام آيسان توانايي استفاده در آگهي‌هاي بازرگاني، تخصيص حق امتياز، بازيابي اطلاعاتي، اهداف ضد سرقت، حمل و نقل و ساير فرآيندهاي مربوط به توليد و مصرف محصول را دارد. به عبارتي آيسان مي‌تواند فرآيند توليد، توزيع، فروش، انبارگرداني و اطلاع‌رساني آثار ديداري و شنيداري، مورد استفاده قرار گيرد.
مطلبي با تاكيد بر اين كه گرفتن شماره آيسان براي توليدكنندگان اختياري است، افزود: هدف از پيوستن ايران به اين نظام ايجاد زير ساخت براي حضور آثار در بازار جهاني است. بناست با رايزني‌هايي كه با سازمان‌ها، نهادها صورت خواهيم داد اين صنعت را كه بزرگ‌تر و پررونق‌تر از كتاب است، به نوعي سامان دهيم.
وي خاطرنشان كرد: هم اينك مشغول طراحي وب سايت آيسان هستيم و پس از گذراندن دوره آموزشي كه قرار است از سوي آژانس مركزي گذاشته شود، فعاليت رسمي نمايندگي ايران آغاز مي‌شود.
مطلبي درباره نحو ارايه اين نظام به كشورهاي همسايه و خاورميانه تصريح كرد: تا زماني كه آن كشورها عضو اين نظام نشوند بايد به ما مراجعه كنند. بعضي از كشورها در نوبت پيوستن به اين نظام هستند كه مسوولان آژانس پس از بررسي آن‌ها را عضو خواهند كرد. از ايران نيز به غير از موسسه خانه كتاب، متقاضي ديگري وجود داشت.
استاندارد آيسان (ISAN) در نوامبر 2002 تصويب و منتشر شده است و سازمان جهاني آيسان كه مديريت آن ژنو (سويس) است، مسووليت توسعه نرم‌افزاري براي مديريت بين‌المللي آن، تعيين موسسات ثبت ملي و منطقه‌اي براي متقاضيان را بر عهده دارد. آيسان نظامي است كه در مقابل دريافت مبلغي از توليدكنندگان، با كمك موسسات ثبت به حيات خود ادامه مي‌دهد، پس رايگان نيست.
 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 
 
منبع :
 
 

* تاریخچه کتاب و کتابخانه در عهد با ستان *

 

از خرابه هاي شهرهاي باستاني سومريان چنين برمي آيد كه سومريان در حدود 2700 سال پيش از ميلاد كتابخانه هاي شخصي ، مذهبي و دولتي بر پا كرده بودند . مشهور است كه كتابخانه « تلو» مجموعه اي متجاوز از 30000 لوحه گلين داشته است ، تمدن سومريان از 3500 سال پيش از ميلاد پا گرفت و در عهد طلايي « اور » شكوفا شد .
مورخان سومري ثبت تاريخ جاري و باز سازي داستان گذشته شان را آغاز كردند . كهن ترين نظام نگارش شناخته شده « خط ميخي » است و اعتبار سومري ها به سبب ابداع اين خط و خدمت بزرگ آنها به بشريت است.
براي نوشتن از قلم فلزي و تيزي ( به شكل ميخ ) استفاده مي كردند و بر موادي چون گل نرم، عاج يا چوب مي نوشتند.

براي اين منظور كاتباني تربيت شده وجود داشتند و پس از نوشتن گل نرم را مي پختند تا سخت شود قطعات گل پخته به صورت لوحه ، نخستين كتابهايي است كه تا كنون كشف كرده اند .
چون لوحه هايي ابزار ثبت اطلاعات تجاري ، آثار مذهبي شامل دعا ها ، مناسك، علائم جادويي، افسانه هاي مقدس و حكايات و روايات قومي و ملي بودند.
مي بينيم كه براي اين لوحه ادبيات ، انديشه هاي اجتماعي، سياسي و فلسفي خود را حفظ كرده اند و در ميان مواد حفاري شده از خرابه هاي شهرهاي باستاني سومري لوحه هايي وجود دارد كه قطعات ادبي هزاران سال كهنتر از ايلياد در آنها نقش بسته است.
سو مريان كهنترين ادبيات شناخته شده انسان را تدوين كردند( موكهر جي،1375،ص81) از تمامي متوني كه بر گل يا مواد مناسب نگاشته است و تاكنون به دست آمده در ميابييم كه 95 در صد اين متون به امر بازرگاني ، اداري و حقوقي ارتباط دارند .
فرهنگ سومري براي مدتي بيش از 1500 سال يعني از نيمه هزاره چهارم تا آغاز هزاره دوم پيش از ميلاد بر سرزمين« رافدين» سيطره داشت. در ازاي اين تاريخ ، نويسندگان سومري توانستند شمار بسياري از متون را در مو ضوعات مختلف و در نسخه هاي متعدد به نگارش در آورند . برخي از افسانه هاي رايج مانند داستان « دلاور ناكام گيلگمشن » در نسخ هاي فراوان و روايت هاي گوناگون به جا مانده است .(استيويچ1373ص26) .
سومريان اين گل نوشته ها را در معابد يا كاخهاي سلطنتي يا مدارس حفظ مي كردند( همان 1373ص 27) در حقيقت سومريان نخستين كساني بودند كه اين دستاوردها را به اين هدف روشن يعني حفظ آن براي نسلهاي آينده ثبت كردند. به عبارت ديگر سومريا ن كساني بودند كه به كتاب نقشي اختصاص دادند كه تا به امروز با آن در ارتباط است . بدين معنا كه دستاوردهاي فرهنگي و فناوري انسان را پاس دارد و پاسخگوي اهداف قانوني و آموزشي و ديگر نيازهاي روزانه او باشد. ( همان1373،ص 29).
پس از سومريان به تمدن بابليان مي رسيم . بابليان نوشتن خط ميخي و همه دانشهاي رياضي و ستاره شناسي و غيره را از سومريان آموختند . كتابخانه هايي در معابد و قصرها وجود داشتند و يكي از مهمترين و بهترين نمونه هاي آنها كتابخانه « بورسيپا » بود كه يكي از شاخصترين كتابخانه هاي عصر باستان بود. از مهمترين آثار باقيمانده از تمدن بابليان مي توان « قانون حمورابي» را نام برد.( همان1373،ص31،30) . 

آشوريان
پادشاهي آشوريان همزمان با فرمانروايي بابليان بود. مشهور است كه كتابداري به منزله يك پيشه به آن دوران باز مي گردد . آشور بانيپال كه از سال 626 تا 668 پيش از ميلاد مي زيست ، نخستين مفسر كار كتابداري در نظر گرفته مي شود وي در شهر نينوا كتابخانه اي بزرگ تأ سيس كرد و كاتباني را به كتابخانه بورسيپا گسيل داشت تا لوحه هاي گلي را استنساخ و نوشته هاي موجود در آنجا به كتابخانه نينوا منتقل كنند.( يتز،1989ص4) .
«آشور بانيپال » را بايد به حق كتابدار پادشاه باستاني تاريخ تمدن ناميد. در تاريخ كتابخانه براي نخستين بار در كتابخانه نينوا به فهرست بر مي خوريم . لوحه ها با نظمي منطقي بر حسب مو ضوع يا نوع مرتب شده و هر يك نشانه شناسايي داشت و سياهه محتوا هر اتاقك يا حجره كه بر سر در آن كنده كاري شده بود در فهرست نيز مندرج بود . كتابخانه آشور بانيپال در نينوا تصوير كم و بيش كاملي از رشد و پيشرفت نگارش و شكل و شيوه نگهداري ميراث انساني در فرهنگ سومري ، بابلي و آشوري را طي ادوار آغاز تاريخ در اختيار مي گذارد .
« گيتز» در همين ارتباط اظهار مي دارد كه اگر سهم سومريان در تمدن بشر اختراع خط و نگارش و سهم بابليان قانون بود ، عطيه آشوريان به آيندگان كتابخانه سازماندهي شده به شمار ميرود. پس از مرگ آشور بانيپال كتابخانه به حيات خود ادامه داد تا اينكه در سال612 پيش از ميلاد (ميدي كيازاس) نينوا را تخريب كرد و پس از آن شهر تجديد بنا نشد . به همين دليل باستان شناسان توانستند باقيمانده كتابخانه آشوريان را به همان شكلي كه سربازان ميدي ترك كرده بودند كشف كنند. ( استيويچ 1373ص 42).

كتابخانه هاي مصريان
تمدن باستان مصريان همزمان با تمدن هاي سومريان و بابلي و آشوريان شكوفا شد اما كار مصريان از نظر شكل كتاب و مواد نوشتني با آنها تفاوت بسيار داشت. ماده نوشتني آن برگ « پاپيروس» بود . از قلم مو مانندي به منزله ابزار نگارش استفاده مي شد و شكل كتاب آنها طومار پاپيروس نام داشت و نگارش آنها به خط تصويري ( هيروگليف) انجام مي گرفت ( موكهرجي 1375ص 82) .
مصريان خود كتاب را چنان بزرگ مي داشتند كه گويي آن را مي پرستيدند . براي مثال در يكي از متون ديدگاه ژرفي را پيرامون ارزش در سخن نگارش يافته مي خوانيم :« انسان مي ميرد و جنازه او به خاك تبديل مي شود و همه همروزگاران او چهره در نقاب خاك مي كشند و اين كتاب است كه ياد او را از زباني به زبان ديگر انتقال مي دهد . نگارش سودمند تر از يك خانه ساخته شده با يك صومعه در غرب يا از يك قلعه شكست ناپذير يا يك بت در يك معبد است».(1373ص53)
طومارهاي پاپيروس معمولا در كوزه دهان گشاد ( خم) گلي يا استوانه هاي فلزي داراي نشانه هاي شناسايي نگهداري ميشد. قديمي ترين كتاب مصري و مشهور ترين كتاب عالم به نام « پاپيروس پرس» كه قبل از سال 2880 پيش از ميلاد به نگارش در آمد ، اكنون در كتابخانه ملي پاريس نگهداري مي شود. ( موكهرجي، 1375، ص83) .
در پرتو آب و هواي بسيار مناسب مصر ، بسياري از طومارهاي پاپيروس بويژه در گورستانها و بقاياي معابد و حتي در خانه هاي شخصي محفوظ مانده است. كتاب نگارش يافته به ورق پاپيروس در مصر شكل طومار داشت( استويچ 1373 ص55).
به نظر ميرسد تنها نوشته هايي كه به تعداد فراوان در مصر استنساخ مي شد و به معرض فروش مي آمد مرده نامه ها بود . مرده نامه عبارت بوده است از مجموعه هايي با متون مختلف كه به سحر و جادو مربوط مي شد و از آنها انتظار مي رفته است كه آسايش مدفون را در گور تامين نمايد. (همان،ص55)
زيباترين نمونه هاي اين مرده نامه ها به نقاشيهاي رنگارنگي زينت يافته بود كه مناظري از زندگي انسان مدفون شده را در گور نشان مي داد . بسياري اوقات گفته مي شود كه اين مرده نامه ها كهن ترين نگاشته هاي مصور در جهان هستند . اين مرده نامه ها از سوي كاهنان نوشته مي شد. آنها در نسخه هايي كه براي فروش در بازار فراهم مي آوردند جايي را خالي مي گذاشتند تا در آن نام شخص متوفا را بنويسد. نسبت مرده نامه به كل كتابها در مصر95% بود.( همان ،ص57).

كتابخانه اسكندريه
شايد بتوان بزرگترين دستاورد تاريخي كتابخانه دوران باستان را تاسيس كتابخانه اسكندريه مصر دانست . ميان كتابخانه ها ي نينوا و اسكندريه شباهتهاي قابل ملاحضه اي وجود دارد ، هر دو نهادهايي با ويژگي جهاني بودند كه شاهزادگان حاكم آنها را بنياد نهادند هر چند اختلافات زيادي ميان مواد نوشتني و شكل كتاب آنها به چشم مي خورد . در نينوا لوحه هاي گلي و در اسكندريه طومارهاي پاپيروس وجود داشت و چهار قرن ميان بر پايي آنها فاصله بود .
سابقه تشكيل كتابخانه اسكندريه به زماني بر مي گردد كه اسكندر بر مصر تسلط يافت و دستور داد تا در كنار رود نيل شهري بزرگ به نام اسكندريه ايجاد كنند ، به دليل علاقه فراوان وي به كتاب و هنر، بسياري از عالمان و دانشمندان در آنجا جمع شدند . پس از مرگ اسكندر بطلميوس اول جانشين وي شد و دستور داد تا بزرگترين كتابخانه آن زمان در اسكندريه ساخته شود در آنجا دو كتابخانه به وجود آمد اولي در ناحيه اي به نام« موزه» كه حدود200 هزار طومار پاپيروس داشت به عنوان بخش اساسي آكادمي دانشمندان و با حمايت بطلميوس اول ساخته شد. مشهور است كه هر كشتي اي كه در بندر اسكندريه لنگر مي انداخت كتابهاي داخل آن را به كتابخانه برده و پس از استنساخ از روي آن به داخل گشتي بر گردانده مي شد. در هنگام حمله و تسلط روميها ، اين كتابخانه حدود 700 هزار طومار پاپيروس داشت كه از سراسر جهان گردآوري وبه زبانهاي مصري ، لاتين و ديگر زبانها نوشته شده بودند- دومين كتابخانه در اسكندريه در ناحيه« سراپيوم » كه بطلميوس سوم آن را ايجاد كرده بود در معبد« سراپيس» قرار داشت كه در حدود100 هزار طومار پاپيروس داشت.( مزيناني 1379ص98) .
از زمان سقوط اسكندريه تا كنون از نظر اندازه چنين مجموعه اي حتي در فرهنگ غربي يا در دوره فرهنگي هم تكرار نشده است . كتابخانه هاي اسكندريه نظر مردان مشهور تاريخ را به خود جلب نمودند .
در ميان كتابداران آن مي توان از« دمتريوس، زنودوتوس، اراتوستن، آپولونيوس، كاليما خوس» و بلند مرتبگان ديگر را نام برد. روشن است كه كتابداران اسكندريه دانشوران بزرگي بودند و كتابداري كار فرعي آنها به شمار مي آمد . آنها به گرد آوري كتابها و منابع اصيل مي پرداختند ، آنها را فهرست نويسي مي كردند و به تهيه « كتابشناسي ها» دست مي زدند.

همچنين ويرايش كتابها ، ترجمه آنها، نوشتن ادبيات و آثار خود و سرپرستي مركز كتابت را نيز بر عهده داشتند . به قولي در تاريخ كتابداري زماني بود كه كتبداران از بيشترين حرمت و احترام بر خوردار بودند . افرادي بسيار مقتدر و متوليان آموزش به شمار مي آمدند. براي مشاهده اوج اين دوران بايد به عزت اسكندريه باستان انديشيد ( موكهر جي 1375ص84) .
كتابخانه موزه را 47 سال قبل از ميلاد مسيح « ژوليوس سزار» رومي به آتش كشيد. كتابخانه سراپيوم نيز تحت سلطه « تئو دوسيوس كبير» 395 سال بعد از ميلاد كه بسياري از معابد بت پرستان را ريشه كن كرد از بين رفت. به هر حال آنچه از كتابخانه هاي اسكندريه باقي مانده بود پس از فتح مصر به وسيله مسلمانان به طور كلي ازبين رفت.( 1379ص 99).

  

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

منبع اصلی :

۱ . استیویچ، الکساندر، کتاب در پویه تاریخ : ترجمه حمید رضا آژیر .

 ۲ . موکهرجی،ا،ک : تاریخ و فلسفه کتابداری .

۳ . مزینانی، علی : کتابخانه و کتابداری .

منبع فرعی :

كتابداري و اطلاع رساني

 

* کتابداری و هویت گمشده !!! *   

 

اندکي پس از پيدايش خط، کتاب نيز پابه عرصه وجود گذاشت و از آن زمان به بعد کتاب و کتابخواني يکي از مقولات روزمره انسان شد. در گذشته درس خواندن و کتابخواني مختص به اقشار خاصي از جامعه بود و شامل افرادي ازطبقه اشراف يا تعداد اندکي از کساني که در مدارس ديني و مکتب خانه‌‌ها درس خوانده بودند، مي شد.

امروزه با توجه به گسترش آموزش و پرورش وضعيت کتاب و کتاب خواني چندان تغييري نکرده و باز شاهد قهر مردم از کتاب خواني هستيم و هستند کساني که شايد تا به حال نام رشته‌هاي مرتبط با کتاب همچون کتابداري به گوششان نخورده است.

اگرنگاهي به تيتراژ کتاب‌هاي منتشر شده در ايران بيندازيم در خواهيم يافت که فاصله مردم ما با کتاب و کتابخواني چقدر زياد است. در کشور ما علي رغم آن که کتاب سهم چنداني در سبد خريد مردم ندارد ولي دانشگاه‌ها همچنان در امر آموزش کتابداران فعال و کوشا هستند و هر ساله با تربيت دانشجويان کتابداري و اعزام آنان به کتابخانه‌ها بر اين اميدند که با ارائه سرويس‌هاي مناسب کتابداري اگر حتي علاقه کسي به کتاب و کتابخواني افزايش نيابد حداقل مانع از دست رفتن ساير اقشار کتاب خوان جامعه شوند.

علم کتابداري و اطلاع رساني، دانشي است که به مطالعه و بررسي شيوه‌هاي گوناگون توليد دانش، گردآوري منابع اطلاعاتي (کتاب، نشريه، لوح‌فشرده، پايگاه اطلاعاتي، اينترنت، وب) سازماندهي، بازيابي و اشاعه اين منابع و محمل هاي اطلاعاتي مي‌‌پردازد .

کتابداري سعي بر آن دارد تا با ارائه اين خدمات، در وقت خواننده يا کاربر صرفه جويي نمايد و به نوعي بر کيفيت کار اثر مثبت بگذارد.

در زمان‌هاي گذشته با توجه به وجود کتابخانه هاي بزرگ در مراکز تجمع جمعيت چون اسکندريه، مصر، ايران و عراق، کتابداري به عنوان يک شغل مهم مطرح بوده، ولي بعد از اختراع صنعت چاپ در کميت و کيفيت کار کتابداري تغييراتي محسوسي به وجود آمد و اين امر باعث اهميت بيشتر اين دانش در جوامع مترقي شد. کتابخانه ملي ايران نيز با نام فعلي به طور رسمي در شهريور 1316 شمسي درخيابان سي تير گشايش يافت که پايه اصلي مجموعه آن کتاب‌هاي کتابخانه دارالفنون است.

کتابداري نوين در سال 1930 از اروپا به شرق راه يافت. رانگاناتان دانشمند هندي پس از مراجعت از انگلستان در صدد راه‌اندازي اين دانش نوين در هند برآمد. او بعدها يکي از پايه‌گذاران روش‌هاي نوين کتابداري در جهان شد. در ايران شادروان هوشنگ ابرامي را پدر کتابداري نوين ايران مي دانند، او در سال 1339ش. اولين کتابخانه تخصصي ايران را در بانک مرکزي راه اندازي کرده است. در سال 1990ميلادي بود که با اختراع وب و ورود اين فن‌آوري‌هاي نوين اطلاعاتي به پهنه کتابخانه‌هاي جهان، اين دانش نيز دچار دگرگوني‌هاي گسترده‌اي شد و همزمان واژه اطلاع‌ رساني نيز به دانش کتابداري اضافه شد و از آن پس به عنوان علوم کتابداري و اطلاع رساني مطرح شد. امروزه کتابداري در ايران زير شاخه‌هاي اطلاع شناسي و وب‌شناسي را هم در بر مي‌گيرد. دانش کتابداري با توجه به روابط دو سويه که با ساير علوم دارد به خوبي مي‌تواند به عنوان راهنما و هدايتگر ساير علوم نقش برجسته‌اي را ايفا کند. کتابداران با توجه به آموزش‌هاي علمي و عملي که فرا مي‌گيرند، مي‌توانند نقش بسيار مؤثري را در ياري‌ رساندن به محققان و پژوهشگران داشته باشند. اما با تمام پيشرفت‌‌هاي صورت گرفته، رشته کتابداري در ايران همچنان غريب است و جز علوم ناشناخته (که تعداد آنها در ايران کم نيست) به شمار مي‌رود.

مشکلات شغلي در استخدام کتابداران نيز مزيد علت بر غريب ماندن اين رشته در ايران شده است. اکثر ادارات ، ارگان‌ها و شرکت‌هاي خصوصي و دولتي بزرگ نيز به دلايل گوناگون منجمله صرف جويي در بودجه خود، کارهاي تخصصي مربوط به کتابداران را به ساير حوزه‌هاي کاري سپرده‌اند و از جذب اين دانش‌آموختگان خودداري مي‌کنند و معتقدند که با توجه به پيشرفت‌ فن‌آوري اطلاعات در عصر حاضر وجود کتابداران چندان لزومي ندارد و مي‌توانند نيازهاي خود را با توجه به بانک‌هاي اطلاعاتي موجود در اينترنت مرتفع سازند. اين در حالي است که با پيشرفت محسوس بانک‌هاي اطلاعاتي در اينترنت، نقش کتابداران نيز جهش يافته و اين کتابداران هستند که حجم زيادي از اطلاعات و داده‌ها را با توجه به پيشرفت سريع علم با دسته‌بندي و آرشيو مناسب در اختيار عموم قرار مي‌دهند.

با اين اوصاف کتابداران ما در حال حاضر اکثراً يا به کارهاي غير مرتبط با رشته خود مشغولند و يا آن که با دستمزد کم در کتابخانه‌هاي فقير ايران مشغول به کار هستند؛ کتابداراني که مي‌توانند با آموخته هاي خود همراه با سايرين به سوي پيشرفت و آباداني مملکت گام بردارند.

 

 "زشت را هم میتوان زیبا نوشت."

 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

الهام لفظي قاضي

منبع: ايسکانيوز

* سخنان بزرگان در مورد کتاب *

 

* کتاب باغ و بوستان دانشمندان است *

" علی علیه السلام " 

* برگهای کتاب به منزله بالهایی هستند که روح مارا به عالم نور و روشنایی پرواز میدهند *

" ولتر "  

* خوشبخت کسی است که به یکی از این دوچیز دسترسی داشته باشد : یا کتابهای خوب یا بد * 

" اسکاروایلد "

* دوستانی که اهل کتاب باشند *

" ویکتور هوگو "

* یک ساعت عمرگذشته را نمی توان به هیچ قیمتی بازگرداند اما با دادن مقداری پول ناچیز میتوان تجارب تمام عمر بزرگترین عقلای عالم را تصرف کرد *

" منتسکیو "

* قرائت کتابهای خوب مکالمه با مردمان شرافتمند گذشته است *

" دکارت "

* اطاق بدون کتاب مانند جسمی بی روح است *

" سیسرون "

* گروهی دوست یکرنگ دارم که هیچ وقت از آنها سیر نمی شوم و آنها کتابهای من هستند *

" پترارک "

* بهترین آبروی اطاق پذیرایی کتاب است.آری یک قفسه کتاب از هر تجملی آبرومند تر است *

" فوسلن "

* کتابی را اخلاقی یا غیر اخلاقی نامیدن بیجاست.کتاب یا خوب نوشته شده است یا بد . تمام! *

" اسکاروایلد "

* کتابها بودند که به من کمک کردند تا از این باطلاق گندیده بیرون آمدم وگرنه هلاک میشدم * 

" ماکسیم گورگی "

* در دنیا لذتی که با مطالعه برابری کند نیست * 

 " تولستوی "

 

برگرفته از کتاب سخنان بزرگان

 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

 

* تاریخچه پیدایش خط و الفبا *

 

تصویر گاو و بز در غار لاسکو - فرانسه


حدود بیست و دو هزار سال پیش، انسان در غارهای لاسکو (Lascaux) نخستین تصاویر گفتاری را برروی سنگ و دیوار رسم کرد.

 




از آن پس تقریبا هفده هزار سال طول کشید تا هنر خط و نوشتار، شگفت انگیزترین دستاورد انسان، بوجود آید. باستان شناسان معتقدند که احتمالا انسانهای اولیه علامتهای مکتوب را به منظور حفظ حکایتهای خود و تاریخ نویسی ابتدایی به کار گرفته اند.

ده ها هزار سال است که طرح گونه ها، علامتها و اشکال به عنوان وسیله ای برای ارتباط پیامهای ساده بین انسانها به کار می رود. تاریخچه خط و الفبا فرایندی طولانی دارد و این فرایند به کندی و با پیچیده گی پیش رفته است. تا جایی که اسناد نشان می دهد، خط و نوشتار در "میان رودان" یا همان بین النهرین (Mesopotamia)، سرزمین بین دو رودخانه دجله و فرات، آغاز شد. این سرزمین که از خلیج فارس تا بغداد امتداد دارد، در حدود سه هزار سال قبل از میلاد مسیح به دو ناحیه سومر (Sumer) در جنوب و کلده (Akkad) در شمال تقسیم می شد.

سومری ها و کلدانی ها در ناحیه جغرافیایی واحدی بطور هماهنگ زندگی می کردند، اما زبانهایشان تا حد زیادی با هم تفاوت داشت (تفاوتی مانند زبانهای آلمانی و ژاپنی) این دو جامعه متمدن در مجتمع های کوچک پیرامونهای شهرهای بزرگی مثل بابل (Babylon) زیر حکومت فرمانروایان زندگی می کردند. اکثرا جمعیت بین النهرین را چوپانها و کشاورزان تشکیل می دادند. این سلسله مراتب در نخستین لوحه های دستی سومری که از مجتمع معبد بزرگ در اوروک (Uruk) - به عنوان نخستین اسناد مکتوب معبد بزرگ - به چشم می خورد.

بدین صورت می توان نتیجه گرفت که نخستین علامتهای نوشتاری برای ضبط محاسبه های مربوط به کشاورزی به کار می رفته. لوحه های دیگری نیز در معبد لاگاش کشف شده که نشان از آن دارد که ساختار اجتماعی معبدیان شامل 18 نانوا، 31 آبجوساز، 7 برده و 1 آهنگر بوده است.

 
 
یکی از لوحه های سومری


مدارک دیگر نشان می دهد که بین سومریها نه تنها استاندارد نقره رایج بوده بلکه پول نیز به اجاره داده می شده. و همچنین لوحه ها نشانگر این موضوع اند که در مدارس سومری، که در یک سوی آنها درس معلم و در سوی دیگر مشق محصل حک شده، می توان پی برد که خواندن و نوشتن به خط میخی را چگونه یاد می گرفتند.


نخستین کتیبه های این نوع خط (خط میخی)، که به عقیده کارشناسان نوعی یادداشت محسوب می شده، شامل طرح گونه هایی ساده جهت نشان دادن شکل اشیا است. بطوریکه در این خط، شکل اشیا نقاشی می شده. مثلا: سرگاو نشانه "گاو" بوده، یا شکل شرمگاه زنانه، نشانه "زن" بوده است. این نوع خط را می توان، اولین نوع خط بشری نام برد.

آنطور که مشخص است، این انسانها به کنارهم گذاشتن این تصاویر قصد نوشتن مطلب و جمله ای کامل را داشتند، که به آن اصطلاحا "خط اندیشه نگار" می گویند. برای مثال اضافه کردن شکل کوه به شکل شرمگاه زنانه، به معنی "زن خارجی (بیگلنه)" – زنی که از آن سوی کوها آمده – بود، که برخی معتقدند که چنین لقبی به کنیزها داده می شد. تا کنون بیش از 1500 نمونه از این نوع خط تصویری توسط باستان شناسان شناسایی شده است.

با گذشت زمان، خط تصویری دیگر برای نمایش اشیا به کار نمی رفت بلکه بر اساس مفهوم متن (context)، معانی گسترده تری پیدا کرد و تکامل جالبی در حدود 2900 سال قبل از میلاد حاصل شد. انحنای علامتهای تصویری اولیه از بین رفت. در مناطق باتلاقی و کرانه رودخانه های میانرودان، خاک رس و نی فراوان وجود داشت، در حالیکه رسم خطوط منحنی در گل رس خشک شده از لحاظ فنی دشوار بود، پس کتاب نویسان به علامتهای مستقیم روی آوردند.

کاتبان از لوحه های رسی استفاده می کردند و اشیا یا شکلهایی را که می خواستند به تصویر در آورند را با قلمهایی از نی (که یک سر آن را می تراشیدند) می کشیدند. سومریها این قلمها را (که نسلهای نخستین خودکار و خودنویسهای امروزی بشمار می رفتند) به شکل مثلث می تراشیدند. پس آنچه روی لوح رسی شکل می گرفت، شکل میخ بود و با ترکیب این علامت میخ مانند نوعی خط نوشتاری معروف به "خط میخی" پدیدار شد.

 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com