اندکي پس از پيدايش خط، کتاب نيز پابه عرصه وجود گذاشت و از آن زمان به بعد کتاب و کتابخواني يکي از مقولات روزمره انسان شد. در گذشته درس خواندن و کتابخواني مختص به اقشار خاصي از جامعه بود و شامل افرادي ازطبقه اشراف يا تعداد اندکي از کساني که در مدارس ديني و مکتب خانهها درس خوانده بودند، مي شد.
امروزه با توجه به گسترش آموزش و پرورش وضعيت کتاب و کتاب خواني چندان تغييري نکرده و باز شاهد قهر مردم از کتاب خواني هستيم و هستند کساني که شايد تا به حال نام رشتههاي مرتبط با کتاب همچون کتابداري به گوششان نخورده است.
اگرنگاهي به تيتراژ کتابهاي منتشر شده در ايران بيندازيم در خواهيم يافت که فاصله مردم ما با کتاب و کتابخواني چقدر زياد است. در کشور ما علي رغم آن که کتاب سهم چنداني در سبد خريد مردم ندارد ولي دانشگاهها همچنان در امر آموزش کتابداران فعال و کوشا هستند و هر ساله با تربيت دانشجويان کتابداري و اعزام آنان به کتابخانهها بر اين اميدند که با ارائه سرويسهاي مناسب کتابداري اگر حتي علاقه کسي به کتاب و کتابخواني افزايش نيابد حداقل مانع از دست رفتن ساير اقشار کتاب خوان جامعه شوند.
علم کتابداري و اطلاع رساني، دانشي است که به مطالعه و بررسي شيوههاي گوناگون توليد دانش، گردآوري منابع اطلاعاتي (کتاب، نشريه، لوحفشرده، پايگاه اطلاعاتي، اينترنت، وب) سازماندهي، بازيابي و اشاعه اين منابع و محمل هاي اطلاعاتي ميپردازد .
کتابداري سعي بر آن دارد تا با ارائه اين خدمات، در وقت خواننده يا کاربر صرفه جويي نمايد و به نوعي بر کيفيت کار اثر مثبت بگذارد.
در زمانهاي گذشته با توجه به وجود کتابخانه هاي بزرگ در مراکز تجمع جمعيت چون اسکندريه، مصر، ايران و عراق، کتابداري به عنوان يک شغل مهم مطرح بوده، ولي بعد از اختراع صنعت چاپ در کميت و کيفيت کار کتابداري تغييراتي محسوسي به وجود آمد و اين امر باعث اهميت بيشتر اين دانش در جوامع مترقي شد. کتابخانه ملي ايران نيز با نام فعلي به طور رسمي در شهريور 1316 شمسي درخيابان سي تير گشايش يافت که پايه اصلي مجموعه آن کتابهاي کتابخانه دارالفنون است.
کتابداري نوين در سال 1930 از اروپا به شرق راه يافت. رانگاناتان دانشمند هندي پس از مراجعت از انگلستان در صدد راهاندازي اين دانش نوين در هند برآمد. او بعدها يکي از پايهگذاران روشهاي نوين کتابداري در جهان شد. در ايران شادروان هوشنگ ابرامي را پدر کتابداري نوين ايران مي دانند، او در سال 1339ش. اولين کتابخانه تخصصي ايران را در بانک مرکزي راه اندازي کرده است. در سال 1990ميلادي بود که با اختراع وب و ورود اين فنآوريهاي نوين اطلاعاتي به پهنه کتابخانههاي جهان، اين دانش نيز دچار دگرگونيهاي گستردهاي شد و همزمان واژه اطلاع رساني نيز به دانش کتابداري اضافه شد و از آن پس به عنوان علوم کتابداري و اطلاع رساني مطرح شد. امروزه کتابداري در ايران زير شاخههاي اطلاع شناسي و وبشناسي را هم در بر ميگيرد. دانش کتابداري با توجه به روابط دو سويه که با ساير علوم دارد به خوبي ميتواند به عنوان راهنما و هدايتگر ساير علوم نقش برجستهاي را ايفا کند. کتابداران با توجه به آموزشهاي علمي و عملي که فرا ميگيرند، ميتوانند نقش بسيار مؤثري را در ياري رساندن به محققان و پژوهشگران داشته باشند. اما با تمام پيشرفتهاي صورت گرفته، رشته کتابداري در ايران همچنان غريب است و جز علوم ناشناخته (که تعداد آنها در ايران کم نيست) به شمار ميرود.
مشکلات شغلي در استخدام کتابداران نيز مزيد علت بر غريب ماندن اين رشته در ايران شده است. اکثر ادارات ، ارگانها و شرکتهاي خصوصي و دولتي بزرگ نيز به دلايل گوناگون منجمله صرف جويي در بودجه خود، کارهاي تخصصي مربوط به کتابداران را به ساير حوزههاي کاري سپردهاند و از جذب اين دانشآموختگان خودداري ميکنند و معتقدند که با توجه به پيشرفت فنآوري اطلاعات در عصر حاضر وجود کتابداران چندان لزومي ندارد و ميتوانند نيازهاي خود را با توجه به بانکهاي اطلاعاتي موجود در اينترنت مرتفع سازند. اين در حالي است که با پيشرفت محسوس بانکهاي اطلاعاتي در اينترنت، نقش کتابداران نيز جهش يافته و اين کتابداران هستند که حجم زيادي از اطلاعات و دادهها را با توجه به پيشرفت سريع علم با دستهبندي و آرشيو مناسب در اختيار عموم قرار ميدهند.
با اين اوصاف کتابداران ما در حال حاضر اکثراً يا به کارهاي غير مرتبط با رشته خود مشغولند و يا آن که با دستمزد کم در کتابخانههاي فقير ايران مشغول به کار هستند؛ کتابداراني که ميتوانند با آموخته هاي خود همراه با سايرين به سوي پيشرفت و آباداني مملکت گام بردارند.
"زشت را هم میتوان زیبا نوشت."

الهام لفظي قاضي
منبع: ايسکانيوز